عشق تو ناتوانم میکند

:: عشق تو ناتوانم میکند
پالت رنگ را در دستم جابجا میکنم
پشت بوم می ایستم
با شیطنت لبخندی میزنی و بوسه ای در هوا میفرستی
نگاهت را میدانم
منتظری بوسه را در هوا بقاپم و به عادت همیشگیمان در دهانم بگذارم
اما نه
من به ناتوانیم در کشیدن چهره ی تو می اندیشم
به دستانم که میلرزند
و به دلی که پیش از اینها از کف دادم...

*امضا_بریدا
منبع : اشکفتعشق تو ناتوانم میکند
برچسب ها :

تا تهش برو

:: تا تهش برو

روزی خواهد رسید که آرزو هایم جزء روزمرگی هایم باشد

حتی ممکن است به خاطر بودنشان غرغر هم بکنم

مثل زنی که پس از سالها راز و نیاز طعم مادر بودن را میچشد

در حالیکه طاقت صدای نوزادش را ندارد

روزی همه چیز عادی میشود حتی اگر کلاس ویولون باشد...

*امضا_بریدا


پیــ نوشت:من راننده ی اتوبوس زندگیه خودمم...کارم بدون شوفر هم راه میوفته:|


منبع : اشکفتتا تهش برو
برچسب ها :